بازدید


کتاب صوتی «ثریا در اغما» با این بیت از «شاهنامه» فردوسی آغاز میشود:
جهان را شب و روز پیدا نبود/ تو گویی سپهر و ثریا نبود
همین تکبیت، نشان از موقعیتِ پر تنشِ رمان دارد.
ثریا، خواهرزاده آریان، که شوهرش را در تظاهرات از دست داده، در بحبوحه جنگ هشتساله عراق با ایران و به اصرار مادر برای ادامه تحصیل به پاریس مهاجرت میکند، ولی طی یک حادثه در حین دوچرخهسواری به «اغما» میرود.
کتاب صوتی «ثریا در اغما» از زبان جلال آریان، شخصیت اصلی داستان که بازنشسته شرکت نفت است، روایت میشود که خود نیز در خلال رمان با بیماری پیچیده روحی – روانی دست و پنجه نرم میکند.
داستان کتاب صوتی «ثریا در اغما»، رمانی با «موقعیت اغما» است. به این معنا که فضای رمان، علیرغم جذابیت داستان، چنان سرد و خاکستری است که گویی جغرافیای ذهن «مردمی به اغما رفته» را روایت میکند و نگاهی دارد به ایرانِ در حال جنگ، خاطرات جبهه، مناسبات روشنفکران و سرمایهداران ایرانی مقیم خارج که گویی جملگی در «اغما» بهسر میبرند.
در بخشی از کتاب صوتی «ثریا در اغما» میشنویم:
«جویای خبری از ثریا میشوم. پرستار سرش را تکان میدهد و فقط میگوید “خبری قطعی” نیست. اما هیچ دردی ندارد. از او تشکر میکنم.
درد! و امشب همه فقط از درد حرف میزنند. به هیچ جا هم ارجاع داده نمیشود. از سلامتی هم حرفی زده نمیشود. فقط درد. همه جا درد. ایران که هزاران سال است کرم معده هشت جایش را گاز گرفته. من خودم به شانکر مصیبت مبتلام. مخ پاریس هم سفلیس گرفته، ولی امشب همچون ستاره تابناک پگاه بر سینه آسمان تمدن میدرخشد…



برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان