بازدید

دانلود, کتاب, امام, رئوف,

کتاب امام رئوف ویژه نامه شهادت امام رضا (ع)، خلاصهای از زندگی و شهادت این امام مهربان را روایت میکند.
در قسمتی از کتاب آمده :
حال امام لحظه به لحظه رو به وخامت گذاشت و تبی شدید او را فرا گرفت . خبر انگور سمی در کاخ و بیرون از کاخ پیچید . مأمون همچنان در بستر ماند ؛ اما تبی در کار نبود . پیکرش تکه ای گوشت سرد بود . اندک اندک ، دغدغه ها وجود او را فرا گرفت . اگر رضا از دسیسه مأمون لب به سخن بگشاید ، چه می شود ؟
اگر آن را به برخی از دوستان نزدیک و فرماندهان ارتش باز گوید ، چه خواهد شد ؟ به کسانی که از چشمان و رفتارشان احترام به حضرت خوانده می شد ؟
مأمون به یکی از فرمانبرانش گفت : برو دنبال ابن بشیر .
– به روی چشم سرورم .
پسر بشیر هراسناک آمد و بی مقدمه گفت : ای امیرمومنان ! انارها رسیده اند .
– می دانم . آن صندوق را بگشا و بقچه مهر و موم شده را به من بده .
پسر بشیر ، بقچه زردرنگ را آورد . مأمون گفت : مهر را بشکن . دستت را داخل آن بکن و دارویی را که در آن است ، به هم بزن .
پسر بشیر تمام کارها را بی پرسش کرد . آن قدر آرد سپید را به هم زد که ناخن هایش پر از آرد شد . مأمون برخاست و بقچه را در صندوق گذاشت . رو به خادمش کرد و گفت : الآن می رویم به عیادت رضا ؛ می گویند تب دارد .
سپس وانمود کرد که به سختی از جا برمی خیزد .
حضرت تلاش کرد برای احترام برخیزد ؛ ولی مأمون اشاره کرد که در بستر بماند . در نزدیکی بالش او نشست . سکوتی ژرف چیره شد . خلیفه آن را شکست و گفت : ای اباالحسن ! تب داری . سزاوار است آب اناری بنوشی …

رمز فایل : www.takbook.com


برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان