بازدید

دانلود و کتاب و داستان و واحد و شماره و چهارده و

در کتاب مجموعه داستان واحد شماره چهارده ، داستان های زیر به چشم می خورد :
در بخشی از داستان واحد شماره چهارده می خوانیم :
– چرند نگو زن .
و راه افتادم به سمت موتورخانه تا سیستم گرمایشی ساختمان را وارسی کنم . تمام شیرهای گرمایی واحدها باز بود . برگشتم به اتاق نگهبانی و در حالی که با خودم می گفتم سرداب … ارواح … هوای سرد ناخودآگاه یاد روز مرگ مادربزرگم افتادم که توی خانه مرده بود و من یادم هست شب ها می ترسیدم بروم به آن اتاق . اتاقی که مادربزرگم در آن مُرد و من در عالم بچگی سعی می کردم از آن تا جایی که ممکن بود اجتناب کنم .
حتی در چله تابستان هم آن جا هوایی سرد و سنگین داشت . در همین افکار بودم که صدای بم و خش دار مردی قدبلند و پالتو پوشیده مرا به خودم آورد …

رمز فایل : www.takbook.com


برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان