بازدید

دانلود کتاب داستان یک سراب

کتاب داستان یک سراب داستان پیچیده ای که روایت گر زندگی عجیب و غریب دو نفر است .
در بخشی از این داستان آمده :
مرجان هر روز در حال آشپزی حدس می زد که حبیب الآن است که سر برسد اما خودش را با کارش مشغول می کرد . حبیب هم تا وارد حیاط می شد غذا را درست حدس می زد . بی سر و صدا زنبیل ماهی اش را پشت دیوار چپ می گذاشت و قلاب و دکل را هم به دیوار سمت راست تکیه می داد . تور را هم زیرشان می گذاشت تا سر نخورند .
درب ساختمان را خیلی آرام باز می کرد . کفشش را درمی آورد . وارد آشپزخانه می شد و ناغافل از پشت مرجان را بغل می کرد . هر چند مرجان همیشه از قبل متوجه حضورش می شد اما به روی خودش نمی آورد و وانمود می کرد که ترسیده است . خندیدنشان که تمام می شد یک بوسه ای از هم می گرفتند …

رمز فایل : www.takbook.com


برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان